ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا...
...تو از آن دیگری هستی و من
ندارم چاره ای به جز امیدواری به روزی که
قطره های باران تنهایی
آتش عشقت را در قلبم خاموش کنند
میدانم
فراموش کردنت نا ممکن است
...برای قلب بی تابم
هرچه پیرامون ما غرق تباهی شد
!آه باران
!ای امید جان بیدارن
،بر پلیدی ها که عمریست در گرداب آن غرقیم
؟آیا چیره خواهی شد
(شعر از فریدون مشیری)
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ساعت توسط باران پاییزی
|