از این دنیا...
از این زمونه...
از بی وفایی...
از تنهایی...
از غصه...
از عشق...
از پشیمونی...
از خودم...
از همه چی...
خیلی سخته چیزی که تا دیشب بوده یادگاری، صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوستش نداری...
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی...
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی...
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه،
هوساش که تموم بشه ، دیگه پیشت نمیمونه...
.
.
.
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی...
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی...
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه...
بعد بگه که چشاش نمیخواد تورو ببینه...
خیلی سخته چشای تو واسه اون که خیسه خیسه...
پیام داده که نمیخواد واسه ی تو بنویسه...
خیلی سخته که منو تو همیشه با هم بمونیم...
اونقدر عاشق که ندونیم دیوونه کدوممونیم...
واقعا" چه زیبا خوونده این دامون هاینس...
من که این آهنگشو خیلی دوست دارم،با اینکه خیلی قدیمیه...
تو این موضوع دارم یه شعر می نویسم...
فردا پستش میکنم ولی به یه شرط که نظر بدین