یه متن عاشقانه
نمیدونی که چه سخته بخوای از فکرش رها شی
مگه میشه که شب و روز تو بخوای فکرش نباشی؟
جدایی خیلی سخته،
وقتی قلبت بهش وصله،
وقتی تو هر دم و لحظه،
دلت با یادش میلرزه
میخوام رها بشم من از تموم خاطراتش
باید قبول کنم دیگه اون یاره تازه داره
از این به بعد باید کمی قدرمو بیشتر بدونم
قلبمو به هیشکی ندم،
من که رسم جدایی رو نمیدونم
میخوام که یادگاراشو،
زیره خاک فراموشی،دفنشون کنم
میخوام که خاطراتشو،
با گریه های هرشبم از دل روونشون کنم
میدونم که انتظار تا به همیشه سخته
نمیدونم چرا قلب من هنوز به پات نشسته
انتظاره برگشت تورو کشیدن خیلی تلخه
چون میدونم آخره این انتظاره طولانی مرگه!
چیکار کنم وقتی دلم نمیتونه بگذره از عشق تو
میخوام برم تا نتونم از کسی بگیرم سراغتو
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۶/۲۶ ساعت توسط باران پاییزی
|