دلنوشته ای از من برای کسی که فکر نبودنش توان زندگی کردن را از من میگیرد
باز امشب،
زیر باران،
با غم،
با تنهایی،
...تنهای تنهایم
...معنای عشق را در نبودت فهمیدم
...معنای غم را با نگاهت به دیگری فهمیدم
...تو مرا در خاک فراموشی به خاک سپرده ای اما من
به دنبال راهی برای برگشت،
...در بیراهه ی تنهایی گم شده ام
...دوباره محتاج بارانم امشب
!!!!!!!!اشک هایم جراُت سرازیر شدن را ندارند
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۳۰ ساعت توسط باران پاییزی
|