yağmur yağıyor şimdi burda  çok mutluyum.... çok

 

بوی باران پیچیده در نفس های تابستان

باران به استقبال پاییز آمده انگار...

دلتنگ پاییزم...

دلتنگ باران پاییزم...

دلتنگ خش خش برگ های پاییزم...

مست بوی بارانم

دستانم توان نوشتن ندارند

تنهایی را با تمام وجودم احساس میکنم

در این عصر بارانی،

به تمام قطره های پاک باران قسم،

آرزویی بجز  با تو بودن  ندارم...

 

 


 

از همه ی دوستای گلی که توی این مدت بهم سر زدن ولی من بهشون سر نزدم معذرت میخوام

این روزا حالم زیاد خوب نیست

خیلی تنهام

تنها تر از همیشه

چون دوروبرم از همیشه شلوغ تره!!!

بچه ها اینجا داره بارون میباره... از خوشحالی بغض گلومو گرفته!!!

راستی امیر، ببخشید که تولدتو تبریک نگفتم!!!

یادم بود که توی مرداده!!!