پاییزی تر از آبان

چترت را ببند... اینجا چیزی جز مهربانی نمی بارد

دلم بارون میخواد

 
عازم یک سفرم
سفری دور به جای نزدیک
سفری از خود من تا به خودم
مدتی هست نگاهم به تماشای خداست
و امیدم به خداوندی اوست ..................
کمکم کن باران
و به آنم برسان ...
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۶/۰۱ ساعت توسط باران پاییزی  | 

کلمات هم شده اند بازیچـــه مـــــــــــــن و تـــــــــــــو !


مـــــن برایِ تــــو می نویسم ...


تـــــــو برایِ او مـــی خوانی !!!


  • خانه
  • پروفایل مدیر وبلاگ
  • پست الکترونیک
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • تیر ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • شهریور ۱۳۹۱
  • تیر ۱۳۹۱
  • اسفند ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
آرشیو موضوعی
  • شعر
BLOGFA.COM